امام علی

مذهبي اجتماعي تحلیلی
عيد فطر يكى از دو عيد بزرگ در سنت اسلامى است كه درباره آن احاديث و روايات بيشمار وارد شده است. مسلمانان روزه دار كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشاميدن و بسيارى از كارهاى مباح ديگر امتناع ورزيده اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستين روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مىطلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.
اميرالمؤمنين على(عليه السلام) در يكى از اعياد فطر خطبهاى خواندهاند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بيم دادهاند.
خطب اميرالمومنين على بن ابى طالب عليه السلام يوم الفطر فقال: ايها الناس! ان يومكم هذا يوم يثاب فيه المحسنون و يخسر فيه المبطلون و هو اشبه بيوم قيامكم، فاذكروا بخروجكم من منازلكم الى مصلاكم خروجكم من الاجداث الى ربكم و اذكروا بوقوفكم فى مصلاكم و وقوفكم بين يدى ربكم، و اذكروا برجوعكم الى منازلكم، رجوعكم الى منازلكم فى الجنه.
عباد الله! ان ادنى ما للصائمين و الصائمات ان يناديهم ملك فى آخر يوم من شهر رمضان، ابشروا عباد الله فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم فانظروا كيف تكونون فيما تستانفون
اى مردم! اين روز شما روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش مىگيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مايوس و نا اميد مىگردند و اين شباهتى زياد به روز قيامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جايگاه نماز عيد شدن به ياد آوريد خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ايستادن در جايگاه نماز به ياد آوريد ايستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشتبه سوى منازل خود، متذكر شويد بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشتبرين، اى بندگان خدا، كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزهدار داده مىشود اين است كه فرشتهاى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا مىدهد و مىگويد:
«هان!بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشتهتان آمرزيده شد، پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد.»
عارف وارسته ملكى تبريزى درباره عيد فطر آورده است: «عيد فطر روزى است كه خداوند آن را از ميان ديگر روزها بر گزيده است و ويژه هديه بخشيدن و جايزه دادن به بندگان خويش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در اين روز نزد حضرت او گرد آيند و بر خوان كرم او بنشينند و ادب بندگى بجاى آرند، چشم اميد به درگاه او دوزند و از خطاهاى خويش پوزش خواهند، نيازهاى خويش به نزد او آرند و آرزوهاى خويش از او خواهند ونيز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نيازى به او آرند، بر آوره و بيش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانى و بندهنوازى، بخشايش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نيز نمىبرند.»
روز اول ماه شوال را بدين سبب عيد فطر خواندهاند كه در اين روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشاميدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روز افطار كنند و روزه خود را بشكنند فطر و فطر و فطور به معناى خوردن و آشاميدن، ابتداى خوردن و آشاميدن است و نيز گفته شده است كه به معناى آغاز خوردن و آشاميدن است پس از مدتى از نخوردن و نياشاميدن. ابتداى خوردن و آشاميدن را افطار مىنامند و از اين رو است كه پس از اتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع مىشود انسان افطار مىكند يعنى اجازه خوردن پس از امساك از خوردن به او داده مىشود.
عيد فطر داراى اعمال و عباداتى است كه در روايات معصومين(ع) به آنها پرداخته شده و ادعيه خاصى نيز آمده است.
از سخنان معصومين(ع) چنين مستفاد مىشود كه روز عيد فطر، روز گرفتن مزد است. و لذا در اين روز مستحب است كه انسان بسيار دعا كند و به ياد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خير دنيا و آخرت را بطلبد.
و در قنوت نماز عيد مىخوانيم:
«... اسئلك بحق هذا اليوم الذى جعلته للمسلمين عيدا و لمحمد صلى الله عليه و آله ذخرا و شرفا و كرامة و مزيدا ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تدخلنى فى كل خير ادخلت فيه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتك عليه و عليهم اللهم انى اسالك خير ما سئلك عبادك الصالحون و اعوذ بك مما استعاذ منه عبادك المخلصون»
بارالها! به حق اين روزى كه آن را براى مسلمانان عيد و براى محمد(ص) ذخيره و شرافت و كرامت و فضيلت قرار دادى از تو مىخواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خيرى وارد كنى كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردى و از هر سوء و بدى خارج سازى كه محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، از تو مىطلبم آنچه بندگان شايستهات از تو خواستند و به تو پناه مىبرم از آنچه بندگان خالصتبه تو پناه بردند.
در صحيفه سجاديه نيز دعايى از امام سجاد(ع) به مناسبت وداع ماه مبارك رمضان و استقبال عيد سعيد فطر وارد شده است:
«اللهم صل على محمد و آله و اجبر مصيبتنا بشهرنا و بارك لنا فى يوم عيدنا و فطرنا و اجعله من خير يوم مر علينا، اجلبه لعفو و امحاه لذنب و اغفرلنا ما خفى من ذنوبنا و ما علن ... اللهم انا نتوب اليك فى يوم فطرنا الذى جعلته للمؤمنين عيدا و سرورا و لاهل ملتك مجمعا و محتشدا، من كل ذنب اذنبناه او سوء اسلفناه او خاطر شرا اضمرناه توبة من لا ينطوى على رجوع الى.»
پروردگارا! بر محمد و آل محمد درود فرست و مصيبت ما را در اين ماه جبران كن و روز فطر را بر ما عيدى مبارك و خجسته بگردان و آن را از بهترين روزهايى قرار ده كه بر ما گذشته است كه در اين روز بيشتر ما را مورد عفو قرار دهى و گناهانمان را بشوئى و خداوندا بر ما ببخشايى آنچه در پنهان و آشكارا گناه گردانيم ... خداوندا! در اين روز عيد فطرمان كه براى مؤمنان روز عيد و خوشحالى و براى مسلمانان روز اجتماع و گردهمائى قرار دادى از هر گناهى كه مرتكب شدهايم و هر كار بدى كه كردهايم و هر نيت ناشايستهاى كه در ضميرمان نقش بسته استبه سوى تو باز مىگرديم و توبه مىكنيم، توبهاى كه در آن بازگشتبه گناه هرگز نباشد و بازگشتى كه در آن هرگز روى آوردن به معصيت نباشد. بارالها! اين عيد را بر تمام مؤمنان مبارك گردان و در اين روز، ما را توفيق بازگشتبه سويت و توبه از گناهان عطا فرما.»

نماز روزه هاتون قبول باشه ان شاء الله...
انسان در زندگی و در راه ترقی و تکامل یا دشواری ها یا سختی ها باید دست و پنجه نرم کند و از گردنه های خطرناکی عبور نماید و رنج ها و زحماتی را متحمل شود تا به سر منزل مقصود برسد و تا بر این دشواری ها پیروز نشده و این گردنه ها را پشت سر نگذاشته به مقام کمال انسانیت واصل نگشته است.
متاعب و صدمات و خطرات ، بشر را آموزموده و پخته و خالص می سازد به شرط آنکه بتواند با صبر و شکیبایی با انها روبرو شود و ثبات ورزد، از میدان به در نرود. برای اینکه جان انسان بهصبر و شکیبایی معتاد و نیرومند شود اسلام برنامه های عالی و موثر پیشنهاد کرده که از آن جمله روزه است.
روزه آدمی را به صبر و تحمل عادت می دهد و به روح او نیرومندی و وزن و سنگینی خاصی می بخشد که در برابر حوادث و ناملایمات عقب نشینی ننماید و به سوی هدف های انسانی پیش رود.
از نظر دیگر در وجود انسان احساسات و غرایز متضادی هست که باید آدمی بر همه آنهامسلط باشد. در عین حالی که آن غرایز را به نحو معقول ارضا و اشباع کند، بر کارشان نیز نظارت نماید. وجود بشر منبع خواست های بسیاری است که هر یک در سیر او به طرف کمال دخالت دارد و اسباب ترقی و سعادت او می باشند.
این غرایز اگر به صورت صحیحی رهبری نشوند برای او دردسر های بسیاری ایجاد کرده و باطن او را از طوفان های نگرانی و وحشت و اضطراب پر می سازد. و زندگی را بر او تلخ و ناهنجار و مالامال از عذاب و خطا می کند.
انسان برای تسلط بر چنین داخله ویسع و پرغوغا برقراری نظم و ترتیب در اعمال غرایز و حفظ اعتدال و هماهنگ ساختن تمایلات و رهبری آنها محتاج به صبر و شکیبایی است که یورش های این غرایز به صورت یورش حسد، یورش شهوت، یورش حب جاه، یورش میل به غذا و یورش های دیگر او را از پا درنیاورد و اختلال ایجاد ننماید این یورش ها بسیار خطرناک و ضربت زننده هستند و اقناع نفس و دفع این یورش ها با تسلیم شدن و ترک و مقاومت کردن و آتش بس دادن امکان پذیر نیست، و میل و خواسته های نفس بیرون از حد و حصر است.
اگر نفس از تسلط بر این غرایز باز داشته شد و عقل انها را تحت فرمان قرار داد ، انسان به سوی کمال می رود و اگر به سوی خود واگذار شدند مانند طفل شیرخواری که اگر او را از شیر باز نگیرند به همان حال بزرگ می شود این غرایز نیز در مسیر غیر عقلانی رشد یافته و قوت سرکشی خود را افزون می سازد.
.:: میلاد یگانه منجی عالم بشریت مبارک باد ::.
خودتون قضاوت کنید...




نظر یادتون نره...
آقای حاجی بابایی
وزیر محترم آموزش و پرورش
زمانی که من اول ابتدائی بودم و سواد نداشتم مادرم آموزشیار نهضت سوواد آموزی بود الآن من ۱۵ سال سن دارم و سال دوم دبیرستان هستم همچنان ما در انتظار استخدام مادرم هستیم فکر می کنم من اگه دانشگاهم تمام بشه باز هم مادرم استخدام نشده...
از شما می خواهم به فکر مادر درحال انتظار من برای استخدام باشید...
تا کی انتظــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــار....
میلاد حضرت قائم بر شما مبارک باد

حضرت مهدي (عج) در ميان ساير ائمه چون ستاره اي درخشان همچون خورشيد است در ميان منظومه شمسي که آنها با نور وي ، درخشان مي شوند.
در شرافت نسب ايشان آورده اند که از جانب پدر به پيامبر و از طرف مادر به شمعون خليفه حضر ت عيسي روح الله مي رسد. فرشتگان در روز تولد او را به بارگاه الهي برده تا پروردگار از نور معرفت خويش در بتاباند.
گويند از طرف خداوند در خانه اي که آنرا بيت الحمد مي نامند چراغي از روز تولد ايشان روشن شد که روشنايي آن تا روز ظهور ايشان جاوداني خواهد بود.امام زمان (عج) فرمود:«اسم مرابگذاريد و کنيه مرا نگذاريد. حرمت نام مرا نگاه داريد و آن را به کار نبريد.
ختم وصايت و حجت در روي زمين به ان حضرت انجام مي پذيرد.
غيبت آن امام از روز ولادت و سپرده شدن ايشان به روح القدس براي تربيت در بارگاه الهي و موانست و مجالست ايشان با فرشتگان الهي و ارواح قدسيه. عدم معاشرت ايشان با کفار و منافقان و اينکه دستهاي امام پاک و مطهر مي باشد تاکنون دست ظالمي به دامانش نرسيده و با ايشان مصاحبت ننموده است.
با هيچکدام از جباران و ظالمان زمان بيعت نفرموده و هنگامي که او نماز مي گذارد،عيسي بن مريم در قفاي ايشان نماز مي گذارد.
علامتي در پشت ايشان مثل علامتي که در پشت مبارک پيامبر اسلام موجود بود و آن نشانه ختم نبوت بوده ولي در پشت امام نشانه ختم وصايت مي باشد.
اعیاد شعبانیه مبارک باد
نام معصوم ششم ، علی ( ع ) است . وی فرزند حسين بن علی بن ابيطالب ( ع ) و ملقب به "سجاد" و "زين العابدين " مي باشد .
امام سجاد در سال 38هجری در مدينه ولادت يافت . حضرت سجاد در واقعه جانگداز کربلا حضور داشت ولی به علت بيماری و تب شديد از آن حادثه جان به سلامت برد ،
زيرا جهاد از بيمار برداشته شده است و پدر بزرگوارش - با همه علاقه ای که فرزندش به شرکت در آن واقعه داشت - به او اجازه جنگ کردن نداد .
مصلحت الهی اين بود که آن رشته گسيخته نشود و امام سجاد وارث آن رسالت بزرگ ، يعنی امامت و ولايت گردد . اين بيماری موقت چند روزی بيش ادامه نيافت و پس از آن حضرت زين العابدين 35سال عمر کرد که تمام آن مدت به مبارزه و خدمت به خلق و عبادت و مناجات با حق سپری شد . سن شريف حضرت سجاد ( ع ) را در روز دهم محرم سال 61هجری که بنا به وصيت پدر و امر خدا و رسول خدا ( ص ) به امامت رسيد ، به اختلاف روايات در حدود 24 سال نوشته اند . مادر حضرت سجاد بنا بر مشهور "شهربانو" نام بوده است .
آنچه در حادثه کربلا بدان نياز بود ، بهره برداری از اين قيام و حماسه بی نظير و نشر پيام شهادت حسين ( ع ) بود ، که حضرت سجاد ( ع ) در ضمن اسارت با عمه اش زينب ( ع ) آن را با شجاعت و شهامت و قدرت بی نظير در جهان آن رو فرياد کردند . فريادی که طنين آن قرنهاست باقی مانده و - برای هميشه - جاودان خواهد ماند . واقعه کربلا با همه ابعاد عظيم و بی مانندش پر از شور حماسی و وفا و صفا و ايمان خالص در عصر روز عاشورا ظاهرا به پايان آمد ، اما مأموريت حضرت سجاد ( ع ) و زينب کبری ( س ) از آن زمان آغاز شد .
اهل بيت اسير را از قتلگاه عشق و راهيان به سوی "الله " و از کنار نعشهای پاره پاره به خون خفته جدا کردند . حضرت سجاد ( ع ) را در حال بيماری بر شتری بی هودج سوار کردند و دو پای حضرتش را از زير شکم آن حيوان به زنجير بستند . ساير اسيران را نيز بر شتران سوار کرده ، روانه کوفه نمودند . کوفه ای که در زير سنگينی و خفقان حاکم بر آن بهت زده بر جای مانده بود و جرأت نفس کشيدن نداشت ، زيرا ابن زياد دستور داده بود رؤسای قبايل مختلف را به زندان اندازند و مردم را گفته بود بدون اسلحه از خانه ها خارج شوند .
در چنين حالتی دستور داد سرهای مقدس شهدا را بين سرکردگان قبايلی که در کربلا بودند تقسيم و سر امام شهيد حضرت ابا عبد الله الحسين را در جلو کاروان حمل کنند . بدين صورت کاروان را وارد شهر کوفه نمودند . عبيد الله زياد مي خواست وحشتی در مردم ايجاد کند و اين فتح نمايان خود را به چشم مردم آورد . با اين تدبيرهای امنيتی چه شد که نتوانستند جلو بيانات آتشين و پيام کوبنده زن پولادين تاريخ حضرت زينب ( س ) را بگيرند ؟ گويی مردم کوفه تازه از خواب بيدار شده و دريافته اند که اين اسيران ، اولاد علی ( ع ) و فرزندان پيغمبر اسلام ( ص ) مي باشند که مردانشان در کربلا نزديک کوفه به شمشير بيداد کشته شده اند . همهمه از مردم برخاست و کم کم تبديل به گريه شد .
حضرت سجاد ( ع ) در حال اسارت و خستگی و بيماری به مردم نگريست و فرمود : اينان بر ما مي گريند ؟ پس عزيزان ما را چه کسی کشته است ؟ زينب خواهر حسين ( ع ) مردم را امر به سکوت کرد و پس از حمد و ثنای خداوند متعال و درود بر پيامبر گرانقدرش ، حضرت محمد ( ص ) فرمود : "... ای اهل کوفه ، ای حيلت گران و مکرانديشان و غداران ، هرگز اين گريه های شما را سکون مباد . مثل شما ، مثل زنی است که از بامداد تا شام رشته خويش مي تابيد و از شام تا صبح به دست خود بازمي گشاد . هشدار که بنای ايمان بر مکر و نيرنگ نهاده ايد ..." . سپس حضرت زينب ( ع ) مردم کوفه را سخت ملامت فرمود و گفت : "همانا دامان شخصيت خود را با عاری و ننگی بزرگ آلود کرديد که هرگز تا قيامت اين آلودگی را از خود نتوانيد دور کرد . خواری و ذلت بر شما باد . مگر نمي دانيد کدام جگرگوشه از رسول الله ( ص ) را بشکافتيد ، و چه عهد و پيمان که بشکستيد ، و بزرگان عترت و آزادگان ذريه او را به اسيری برديد ، و خون پاک او به ناحق ريختيد ..." .
شهادت امام موسی کاظم(ع) برهمه مسلمانان تسلیت باد.
شهيد سيد محمدحسين بهشتي در دوم آبان 1307 هجري شمسي در اصفهان چشم به جهان گشود. پدرش از روحانيان اصفهان و امام جماعت مسجد لومبان بود. وي از چهار سالگي به مکتب رفت و در اندک زماني قرائت قرآن و خواندن و نوشتن را آموخت و با ورود به دبيرستان به دليل علاقه به تحصيل علومديني، مدرسه را رها و در سال 1321 وارد حوزه علميه شد. به سال 1325 يعني در هجدهمين بهار زندگي خود به قم عزيمت کرد و در کنار تحصيل علوم ديني، در سال 1327 موفق به دريافت ديپلم ادبي در امتحانات متفرقه شد. در همان سال، وارد دانشکده الهيات معقول و منقول شد و در سال 1330 با دريافت درجه ليسانس به قم بازگشت و در دبيرستان حکيم نظامي مشغول تدريس زبان انگليسي شد. در سال 1331 ازدواج نمود که حاصل اين پيوند، دو پسر و دو دختر بود. وي در سال 1333، دبيرستان دين و دانش قم را تأسيس نمود و تا سال 1342 سرپرستي آن را برعهده داشت. در فاصله سالهاي 1335 تا 1338، دوره دکتراي فلسفه الهيات را گذراند سپس، با شرکت فعال در مبارزات سالهاي 41 و 42 از سوي ساواک مجبور به عزيمت از شهر قم به تهران گرديد. اين شهيد راستقامت تاريخ به پيشنهاد و درخواست آيتالله حائري رحمهالله و آيتالله ميلاني رحمهالله به هامبورگ عزيمت و سرپرستي مسجد و تشکل مذهبي جوانان آن شهر را عهدهدار و به فعاليتهاي عميق ديني و فرهنگي پرداخت. در طي اين مدت سفرهايي به عربستان، سوريه، لبنان، ترکيه و عراق(به منظور ديدار امام رحمهالله) انجام داد.
سرانجام در سال 1349، به ايران بازگشت و به فعاليتهاي علمي، فرهنگي و سياسي روي آورد. در اين مدت، چندين بار توسط ساواک دستگير و روانه زندان شد. در آذرماه 1357 به فرمان امام خميني رحمهالله شوراي انقلاب را تشکيل داد و پس از پيروزي انقلاب اسلامي همواره به عنوان ايدئولوگ و ليدر در صحنههاي سياسي، اجتماعي به فعاليت ميپرداخت. حزب جمهوري اسلامي را با هدف تربيت و شناسايي نخبگان سياسي فرهنگي پايهگذاري نمود. در تدوين قانون اساسي به عنوان نايب رئيس مجلس خبرگان ايفاي نقش ميکرد. پس از استعفاي دولت موقت در سال 1358، مدتي به عنوان وزير دادگستري و سپس، از سوي امام خميني رحمهالله به رياست ديوان عالي کشور منصوب گرديد. وي سرانجام در حين انجام وظيفه در اين سمت بود که در شامگاه 7 تير سال 1360 در حين سخنراني در تالار حزب جمهوري اسلامي بر اثر انفجار ساختمان حزب توسط منافقين به همراه کاروان 72 نفره خود به خيل عظيم شهداي کربلا پيوست.
علی (ع) فرمود:« خداوند رحمت کند کسی را که قدر خود را بشناسد و از حدش تجاوز نکند».
بنابر این از نظر اولیای دین خود شناسی و معرفت نفس امری بسیار مهم و ارزشمند و قابل ملاحظه است. حال باید پرسید: این همه اهمیت برای چیست؟
در علت آن می توان گفت: انسانی که خود را می شناسد و توانایی های خود را نیز به خوبی می داند به کیفیت بهره گیری از این همه توان و سرمایه در مسیر سعادت آشنا است و هنگامی که مسندی از برای خود فراهم کند به نحو احسن بهره گیری می کند. و نقطه مقابل این انسان انسانی که به همه قدرت ها امانت الهی و سرمایه های فکری و روحی و جسمانی خود آشنا است کسی است که خود را نشناخته و برای این مهم هیچ تلاشی و کوششی نیز نمی کند و بالطبع در مسیر ضلالت و گمراهی قرار می گیرد. پیغمبر فرمود:«آن کس که نفس خود را شناخت خدایش را شناخته است». امام صادق (ع) فرمود:« من همه علوم بشری را در چهار چیز یافتم . اول اینکه خدای خود را بشناسی و دوم اینکه بدانی خالق هستی ساختمان بدن تو را چگونه آفریده است. سوم اینکه بدانی برای سعادت تو چه دستورهایی را بیان کرده است و چهارم اینکه بدانی چه چیزی تو را از مسیر سعادت خارج می کند و تو را از ان نهی می نماید».
در این روایت به علوم مختلفه اشاره شده است. حکمت و عرفان ، ساختمان بدن انسان ، طبیعت و توحید، فروع دین و موازین فقهی و اخلاق.
علي(ع) به فرزندش امام فرمود:« قلب بچه نورس مانند زمين خالي از بذر و گياه است و هر تخمي كه در آن افشانده شود به خوبي مي پذيرد و در خود مي پرورد. فرزند عزيز، از دوران كودكي تو استفاده نمودم و خيلي زود در پرورش تو قيام كردم پيش از آن كه تربيت پذيري ات سخت شود و مطالب گوناگوني عقلت را اشغال نمايد.»صفحه دل كودك پاك و بي آلايش است و هيچ خاطره خوب و بدي در آن نيست.پدران و مادران و معلمين وظيفه شناس كساني هستند كه از اين فرصت ، حد اعلاي استفاده را بنمايند و دل فرزندان خويش را با نقش هاي پاكي و اخلاق بيارايند.
به نقل از امير المومنين (ع) روزي زني به حضور حضرت زهرا رسيد وعرض كرد: مادرناتواني دارم كه درباره نماز مسائلي را نمي داند مرا نزد شما فرستاده تا آن مسائل را بپرسم، بعد سئوال كرد و سوالات اوبه 10 سوال رسيد و از بسياري سوال شرمنده شد و عرض كرد: اي دختر رسول خدا ! بيش از اين به شما زحمت نمي دهم .حضرت فاطمه زهرا فرمود : آنچه را نميداني بپرس آيا كسي را سراغ داري در برابر صد هزار مثقال طلا اجير شود كه يك روز بار سنگيني را از زمين به بالاي بام ببرد و اظهار خستگي كند؟ . او عرض كرد:نه . حضرت زهرا فرمود: من نيز اجير شده ام در برابر هر مسئله اي كه به تو پاسخ دهم مزدي بگيرم كه اگر بين زمين تا عرش را پر از مرواريد كنند باز آن مزد بيشتر است بنابراين من سزاوار تر از آن اجيرم كه احساس خستگي نكنم من از پدرم شنيدم كه فرمود: علماي شيعه ما وقتي در قيامت محشور ميشوند به قدر عملشان و به قدر تلاشي كه در ارشاد مردم كرده اند به آنها خلعت و جايزه ميدهند.
يكي ديگر از سودمند ترين برنامه هاي مربوط به قبل از آمدن عيد، خانه تكاني است. نظافت و تطهير زندگي از چرك و الودگي ظاهري و صفادادن به زندگي مادي ، آن هم به طور دسته جمعي، امر بسيار پسنديده اي است.دين مبين اسلام نسبت به نظافت و پاكيزگي محل زندگي تاكيد فراوان دارد و به فرموده پيامبر اكرم(ص):« النِظافَة مِنَ الايمانِ» واقعا هم كه همين طور است. خانه هايي كه در آن اثري از پاكيزگي و طهارت نباشد، خبري از ايمان هم نخواهد بود. رابطه بين پاكيزگي و ايمان را كسي نمي تواند منكر شود. مگر افراد تنبل و سست ايمان.
معلي بن خنيس روايت مي كند: در روزي نوروز خدمت امام(ع) رسيدم. فرمود: اين روز را مي شناسي؟ گفتم فداي تو گردم اين روزي است كه عجم آن را تعظيم مي كنند و در اين روز هديه ها براي يكديگر مي فرستند.سپس حضرت به توصيف نوروز پرداختند و فرمودند:« اي معلي روز نوروز روزي است كه خداوند از بندگانش عهد گرفت كه او را به يگانگي بپرستند و چيزي را شريك او قرار ندهندو ايمان به پيامبرانو امامان (ع) آوردند و آن روز نخستين روز طلوع خورشيد مي باشد و در آن روزها بادها وزديدند.(منظور بادهاي آبستن كننده درختان مي باشد) و در اين روز گلها و شكوفه هاي زمين آفريده شده و در اين روز ،استقرار كشتي نوح بر كوه جودي و نزول جبرئيل بر پيامبر اكرم(ص) و شكسته شدن بتهاي كعبه به دست ابراهيم (ع) و حضرت امام علي(ع) و روز بيعت اصحاب با علي (ع) به عنوان امير المومنين است روزي است كه پيامبر علي(ع) را سوي وداي جن براي گرفتن بيعت فرستادند ، و روز خلافت علي(ع) و روز پيروي از ايشان بر اهل نهروان و كشته شدن ذوالثديه فرمانده آنان مي باشد. و روزي است كه قائم آل محمدظاهر خواهد شد ، و روز نوروزي نيست مگر آن كه در آن منتظر فرج هستيم زيرا نوروز از ايام ما و شيعيان ما مي باشد فارسيان او را حفظ كردند و شما آن را ضايع كرديد». سپس حضرت به برخي از رسوم نوروز اشاره كردند.
در روايت ديگر از همان راوي است از حضرت امام صادق (ع) روايت شده است كه حضرت فرمود: هنگام نوروز غسل كن و پاكيزه ترين لباست را بپوش و به خوش بو ترين عطرخود را خوش بو ساز و ان روز روزه بدار.
در روايت ديگر آمده است: مقداري شيريني خدمت حضرت امام علي(ع) تقديم كردند ، حضرت از علت تقديم شيريني پرشس نمود ، در پاسخ گفتند:« به خاطر نوروز است». حضرت فرمود: « نوروز ما هر روز است».
حضرت علي (ع) فرمود: « فرزندي كه در نوروز به دنيا بيايد مبارك و صفات خوبي خواهد داشت».
حضرت محمد (ص) فرمودند: سرماي بهار را غنيمت بشماريد زيرا با بدنهاي شما همان گونه عمل كند كه با درختان عمل مي كند و از سرماي خزان و پاييز ، خويشتن را بركنار داريد چون با بدن هاي شما آن كند كه با درختان مي كند.
و نيز از كلمات قصار مولا علي (ع) است كه فرمودند: نگهداريد خود را از سرما در پاييز كه بدنهاي شما را مثل برگ درختان مي سوزاند و سرما را پذيرا باشيد در اول بهار كه در بدنهاي شما تاثير مي گذارد كما اينكه در درختان تاثير مي گذارد. اولش مي سوزاند «پاييز» و آخرش برگها را سبز مي كند و مي روياند«بهار».